| داش بولاق |
اورگ سؤزوم، قاندی گؤزوم- قوربتده اوزوم یول گودور گوزوم
|
درباره وبلاگ
![]()
“یک زبان اساسی ترین شاخص حیات یک ملت است. اگر یک زبان بمیرد، فرهنگ نیز خواهد مرد و ملت استحاله خواهد شد.”
*گلین اولومه قارشی دوراق* ******************** چاراویماغا سالام اولسون کندی اوچه ن ائو ییخیله ن کوچه نلره سلام اولسون یامان حالدا چاراویماغیم یامان گونو سالام اولسون ****************** پیوندهای روزانه
سوزجوگلر
آمار جمعیت و وضعیت آب آشامیدنی روستاهای چاراویماق منی تورکجه یازدیران سوزلر زلیم خان یعقوب ظۆلم آباد کندیندن بیر نئچه سوز یۇخارێ قۇشقوْوان کؤیشهنینین آدلارێ چاراوْیماق آتالار سؤزۆ- علی قریبی چاراوْیماق آتالار سؤزۆ - قیزیل داغ تزه کندی حق گردن- ائششه کلیک پولو چهار شنبه سورو گویجه قالالی عرب علی غوربت آتالار سوزونده - بایاتی لاردا شاه اسماعیل دان بیر نئچه شعر اسامی روستاهای چاراویماق بر اساس اطلاعیه فرمانداری دیوان الغات الترک دن بیر نئچه سوزلوک حضرت علی علیه السلام دان بیر نئچه قیسا سوز کندیمیزین یئرلی آدلاری یوردوما قاییدیب اوله ن بابام کند یئمه لی لری (غذاها و خوردنی ها) ائمه جی لر- آلی بیلی کندینده سرباز اولدو قار آلتیندا انسان بدنینین آغریلاری بیزیم کندیده اوجه شمه لر خراسان تورکلرینده ن بیر نئچه سوز یازین اون اوچو نه دئمه ک کیمسه-کسان- یاخین لار افتراهایی بر علیه ترکان چرا و چگونه بیزیم دیلده اینسان لار نجور تانیلیرلار سوزجوگلر ایل - آی و گون بولوملری اصطلاحلار و دئییم لر آلی بیلی کندینده ن سوزجوگلر2 آلی بیلی کندینده ن سوزجوگلر1 سودان سوزلر کندیمیزده قارقیشلار اینانجلاریمیز - آلی بیلی آتالار سوزو- آلی بیلی کندیدنده تورکجه گوزل ائیله ملر حئيوانات آدي پیر بولاغی و صولة السلطنه تمام پیوندها پیوندها
ایران آذربایجانین تورکجه سین ادبیات اوتاغی
urumiye sözlük آذربایجان اوشاقلارینین سایتی بیزیم چاراویماق **گالری موسیقی آذربایجان** داش بولاق (پرشین بلاگ) چاراویماق (پرشین بلاگ) اوْخشاما-تورکی نوحه مداحی ترکی نبی صوفی کندی ترکمن کولتور mp3 ائندیر داش بولاق داکی کئچمیش یازیلاریم تورک دونیاسی سوزجوگلر چاراویماق خبری شکیل یازیلار کوزلی کویلوم تورفاینت چاراویماق-سرسکند توران تاریخ آذربایجان کتابهای ترکی** آنا یوردم چاراویماق/قشقوان* # سوزوموز ##& گونئی آذربایجان وبلاقلاری ***آذربایجان*** یاشاییش حاج صدیف روستای سلیمانی لیست وبلاگ نويسهاي ترک ايران محیط زیست آذربایجان شرقی آذربایجان اوشاق ادبییاتی تورکجه بلاگ شعر چلنگی بیر قوجاق دولوسو کیتاپ زن متولد ماکو1 زن متولد ماکو بهترین موسیقی اذربایجان موسیقی آذربایجان آذربایجان سئوگیسی دیجیتال کیتاب ائوی** ائل بیلیمی یورد duzlu oglan هيات كوهنوردي هشترود -سرسكندشهري گلشن راز ادبی آذربايجان ادبياتي قلم یاز ائل قیزی زهره وفایی بیرلیک تاریخ دیرین ترکان ایران ادبیات ترک قایا قیزی آذربایجان ماهنی لاری توپراق آموزش لغات تورکی آذربایجانی مشکین شهر اوشاقلاری یاغیش یاشاسین آذربایجان مجنون لیلا اورمو کیتابخاناسی اجاق تورکجه کارت پوستال تورکجه کارت تورکجه سؤزلوک حیدربابا - لاتین اؤزتورکلر ساری گلین دوراق آیدنلیق یولچوسو یایلاق-شعر دان اولدوزو آی پاراسی ***آلما یولو -حیدر بیات*** آزاد تریبون ایواز طاها باراما ساوالان اوغلی دائره المعارف ناسیونالیسم ترک یاپراق بایرام مختوم قلی فراغی تورکییه تاپ سایت لاری هارايلي جیران - دومانلی داغلار تورکچو توران سوی اوزئنی تاريخ ديرين ترك هاي ايران ائل سؤزو و ائل ادبیاتی ماهنی لار-قدیم-یئنی تورکیک بیز آچیق سوز دومان آذربایجانین دان اولدوزی بی پرده زنان و مردان را ببینید یازی جایناغی پینار بابکین ایتگین عسگرلری دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن آذربایجان اوخویانلاری دفتر خاطرات من- سعید بابایی محاکمه-منتقدین حرکت های اربابان کژگوی مدعی حقیقت دوغوتورکیستان معرفی ترکیه آذربایجان ملک توران آپلود فایل 1 آپلود فوتو 2 آپلود سایتی 3 اوزان عاربف هان تورک هانئمیز اوز تورکجه آدلار تورکجه آدلار بنیم دیلیم مقاله آختار تورک اوغلو azeri e_Library turk dunyasi folkloru Türkiye Mp3'leri azsongs azworld Erməni terrorçularının xaraba qoyduğu Ağdam şəhəri Güney Azerbaycan Milli Birlik Shurasi picture upload yazgulu sevgi ishi hediyedenizi azerbaijandance deyishme gozelllik tatli azeri literature ++آذربایجان قهرمان پرور ++ آپلود سایتی عکسهای تاریخی وعکسهای قدیمی وزمان قاجار آلبومهای جدید خوانندگان ترکیه آذربایجان ماهنی لاری** دانشجویان ترکمن دانشگاه زابل توحید ملک زاده دیلمقانی اورک سوزی قاصدک دومانلی ساوالان علمی-فرهنگی-سرگرمی گوزلری آدین دنیزه دونمک ایسته ییره م یاشماق یاساق درسلیک لر یورد سئوه نلر قوروپو زومرود تاریخ ایل قاراپاپاق آذربايجان مرثيه ادبيات آراشديرما ائوي باغمعروف وبلاگ دوزه لدین چاراویماق پدرخوانده انجمن مبارزه با مواد مخدر چاراویماق ((یاشام)) :: قالب ساز :: طراح قالب
|
زبان فارسی تهدید یا فرصت برای هویت ترکی ما؟؟
مطلب جالب آقای حیدر بیات با نام "زبان ترکی هویت یا فرصت" فکر جدید و روشهای تازه ای را بدست می دهد. ولی به نظر حقیر نکاتی را در مورد آن می شود بیان کرد. اینکه الان دغدغه هویتی زبان ترکی وجود ندارد و خطر نابودیش از بین رفته است. در مورد بخش نوشتاری و ادبیاتی آن می تواند صادق باشد و آن هم به خاطر تلاشهای نسل قبل که دغدغه هویتی زبان ترکی را داشته و همچنین فعالیتهای شاگردان آنها می باشد. اما در این میان در مورد زبان عامه مردم ترک و تعداد گویشوران ترکی که هدف اصلی و آماج ادبیات و زبان نوشتاری نیز هست متاسفانه دغدغه های فراوانی وجود دارد. روز بروز از تعداد گویشوران ما کم شده و نسل جدید ترکان در شهرهای بزرگ و حتی گاها" شهرهای کوچک با زبان و فرهنگ فارسی رشد کرده و از فرهنگ و زبان ترکی دور می شوند که این امر به دلیل تغییر روابط بین انسانها و ایجاد سیستم های ارتباطی جدید و رسانه های گروهی می باشد که همه آنها به زبان فارسی ارائه می شود و در داخل کشور حتی یک رسانه قابل مطرح به زبان ترکی نداریم و می دانیم که تاثیر رسانه ها بر روی بچه ها و نسل جدید چقدر است. نوشتن و ایجاد آثار ادبی ترکی در حال حاضر به تنهایی نمی تواند تضمین کننده استقامت در برابر آسیمیله شدن مردم ترک باشد زیرا چنانچه می دانیم در زمان فعلی ادبیات شنیداری و کلا" غیر نوشتاری – موسیقی، نقاشی، رسانه ای، خبری و ...- تاثیر فراوانی بر جامعه دارند و کتاب و کتابخوانی به روال قبل نیست و خود همین دلیلی می شود که فعالین هویت فرهنگی ما به فکر تلاش در زمینه های جدید و نو بیفتند و البته که سرمایه اصلی برای چنین کارهایی همین ادبیات نوشتاری و شفاهی و ... ما است منتها حرف این است که این ادبیات و ... باید در سطح جامعه کاربردی شود تا خود باعث بقای فرهنگ و هویت ترکی ما شده و ما را از آسیمله شدن بازدارد. و تنها نوشتن و چاپ کتاب نیست که نشانگر تلاش در راه هویت ماست بلکه رساندن این آثار به مخاطبین و مردم ترک و ایجاد آگاهی خود تلاشی قابل تقدیر و باارزش فراوان است. اگر زمانی دغدغه زبان ترکی بود الان هم دغدغه هویت ترکی نسل جدید و دغدغه رساندن ادبیات و زبان ترکی به مردم ترک ایران وجود دارد که البته این دغدغه نه تنها کم از آن دغدغه نیست بلکه به نظر من با اهمیت تر از آن نیز می باشد. اما این را نیز نباید فراموش کرد که تلاشهای ادبی و ایجاد آثار جدید و فاخر ادبی به زبان ترکی باعث غنی شدن و بوجود آمدن گنجینه ای ارزشمند برای ادبیات و زبان ترکی می شود که این در آینده زبان نقش موثری دارد و هیچ کس نمی تواند آنرا انکار کند.
بحث من اما بحثی که بنده در ادامه نوشته جالب و جدید آقای بیات در نظر دارم در مورد، نقشی است که زبان فارسی می تواند در راه رسیدن ما به اهدافمان داشته باشد. اینکه آیا زبان فارسی در حال حاضر برای ما تهدید است یا فرصت؟ باید گفت که هم می تواند تهدید باشد و هم می تواند فرصت
حدود هزار سال است که اکثر شاعران و نویسندگان و سلسله های پادشاهی ما زبان ترکی را فدای زبان فارسی کرده و تنها برای اعتلای زبان فارسی نوشته و سروده اند و در این میان نه تنها حتی سعی در نوشتن سطری به زبان ترکی نداشته اند بلکه بعضی از آنها با زبان مادری خود به مخالفت برخاسته و آنرا منکر شده اند و به حتم باید گفت که ترکان پارسی گوی و پارسی نویس نقش عمده ای در به وضعیت فعلی رسیدن زبان فارسی داشته اند. اما به نظر من حالا وقت آن است که این زبان پرورش یافته به وسیله ترکان، دین خود را به ترکان ادا کند و برای حفظ و بقای زبان و فرهنگ آنان نقشی ایفا کند. و آنهم اینکه چنانچه گفتیم در حال حاضر اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران به زبان فارسی نوشته و می خوانند و با آن آشنا هستند و در این میان درصد بالایی از ترکان ما نیز توان خواندن و نوشتن زبان ترکی را ندارند و نمی توانند با آن ارتباط برقرار کنند پس باید در این میان زبان فارسی بکار آید یعنی نویسندگان و شاعران ما که دغدغه هویتی دارند این دغدغه ها و نگرانی ها و شعور ملی و ترکی ما را در قالب زبان فارسی نیز بیان کنند نه اینکه تنها به زبان ترکی - و آن هم با خط نوشتاری جدید که متاسفانه باعث دوری عده ای نیز از زبان نوشتاری ترکی شده است – بنویسند و به قولی باز فقط خودشان بخوانند. در صورتی که براحتی می توان در قالب هر زبانی این دغدغه و مشکلات و عناصر فرهنگی خودمان را بیان کنیم. برغم این متاسفانه دیده می شود که عده ای خود را یک جورهایی جدا کرده و فکر می کنند که آنها تنها ترک هستند و بقیه این چنین نیستند که هیچ، بلکه مزدور فارسی هستند. و هر کسی فارسی بنویسد را رد می کنند در صورتی که مخاطب را در نظر نگرفته و خود نوشته و خود می خوانند. ما باید از هر وسیله و زبانی برای بیان دغدغه ها و هویت و فرهنگ و مشکلات خودمان استفاده کنیم. برای مثال شما آثار آقای صمد سرداری نیا را ببینید همه اش بزبان فارسی بوده ولی آیا می شود گفت که این کتابهای لااقل بی اثر بوده چون بزبان فارسی است و یا آثار صمد بهرنگی خود من برای اولین بار کتاب "تاریخ دیرین ترکان" ایران را خواندم نه کتاب "ایران تورکلرینین اسکی تاریخی" را و همچنین کتاب ترکی هنر است را و ... آری به نظر من استفاده از زبان فارسی تعداد مخاطبین ما را افزایش داده و به این صورت می شود لااقل باعث ایجاد دغدغه در گروهایی که در معرض آسیمیله قرار گرفته و یا خواهند گرفت شد. خط نوشتاری جدید ترکی که چندین سالی است بین ترکی نویسان مشهور شده است خود جای بحث و حرف و حدیث فراوان دارد. بالاخره شرایط فعلی و قهر از زبان فارسی و کنار کشیدن از ساحه ادبیات زبان فارسی که اجداد ما نقش اصلی را در ایجاد و رشد و نمو آن داشته اند به حتم در حال حاضر به ضرر فعالیت ها و دغدغه های فرهنگی ما تمام خواهد شد. مسئله دیگر این است که شرایط رکود فعلی در ساحه زبان و فرهنگمان که به نظر من یکی از علل آن می تواند همین کنار گذاشتن زبان فارسی باشد. باعث بوجود آمدن دو مشکل اساسی خواهد شد.
اما محض رو آوردن به فارسی نویسی خالی را نیز نمی توان تضمینی برای رفع دغدغه ها و مشکلات فرهنگی و ملی خودمان در نظر گرفت بلکه باید از امکانات جدید و پیشرفتهای رسانه ای نیز استفاده کاملی برد. اما موضوع زبان برای برقراری ارتباط خیلی مهم و قابل تفکر است. سؤزلوك: یئنی سؤزجۆکلر، بۇردا سیزی گؤزلر: مئهران بهاری و ...
ارزشمند:Dәyәrli دهيهرلي آمما: Ancaq آنجاق امين: Arxayın آرخايێن اجتماع: Toplum توْپلۇم احترام: Sayqı سايقێ باهم: Birgә بيرگه بعلي: Evet ائوئت،Hәn هن بزرگ: Ulu اۇلو تربيت: Eyitim ائييتيم تهیه کننده: Yapımcı ياپێمجێادامه مطلب بیر سؤزجۆگ و نئچه آچێقلاما: بۇ کوْرا میلچهک و فارسجا اوْلان پشه کوره نئچه گۆندۆ منیم فیکیریمی قاتمێشدێ، بیلدیم کی بۇردا اوْلان «کوْرا و کۆره» «خرده و ریزه و کیچیک» آنلامێندا اوْلابیلهر. اوْنا گؤره سایێن ایسماعیل هادی بییین «فرهنگ ترکی نوین» (چاپ 1379) آدلێ کیتابینا مۆراجیعهت ائتدیم. اوْنا گؤره کوْرامال سؤزجۆگۆندهن سوْرا آیرێ بیر زاد تاپانمادێم. آنجاق بیر نئچه آیرێ سؤزجۆیه باش وۇردۇم. یئتیب-یئتهرسیز نظریمه بیر نئچه ایضاح گلدی. اوْلارێ بۇردا گتیریرهم. آنجاق منیم بییه الیم چاتمێر و اینترنتی ده آدرس تاپابیلمهدیم. اۇمۇدوم وار بۇ جسارتی باغێشلایالار.
v کوْرا: خرده . ریزه کوْرامال/کوْر ایلان: نوعی خزنده شبیه مار که سم ندارد. کوْرامال ایلان: مار کوچک و کم خطر – بیزیم چاراوْیماقدا ایشلهنیر شاخمار ایلانێن قاباغێندا. کوْرا میلچهک: پشه کوره، خێردا میلچک پشه کوره . { پ َ ش َ / ش ِ رَ / رِ } (اِ مرکب ) پشه ٔ خرد. پشه ریزه (لغتنامه دهخدا اینترنت) کوْران-کوْرانا سالماق: اندک-اندک تاراج کردن، کم-کم به غارت بردن و دزدیدن که یک دفعه متوجه تمام شدنش شوند. کوْرالاماق، کوْرلاماق کوْرا یوْل: راه باریکه، کوره راه کوره راه: راه باریک، کوره راه آنچه معلوم است یکی بودن این دو کلمه است. حالا از ترکی وارد فارسی شده یا از فارسی وارد ترکی؟
v کالاوا: آذ. (در مورد بنا و ساختمان) خرابه، مخروبه، ویرانه، بنایی که در و پیکر آن را درآورده باشند، بی در و پیکر. آغزی کالاوا: دهان گنده و بیریخت. مترّک کلمه «خرابه» (عربی): خرابه >خارابا>خاراوا>خالاوا>کالاوا! صص 647-648 آنجاق منجه بئله ده اوْلابیلهر: کالاوا=کال (نارس، کال، بی ثمر) +آوا (یورد، مکان): کالاوا علاوه بر معنای بالا بوستانی را گویند که نزدیک خانه و کاشانه شخص و چسبیده به ساختمانش باشد که در بهار در داخل آن سبزی و خیار و گوجهای کاشته و بقیه وقتها در آن وسایل اضافه و به عبارتی آشغال هم می ریختند که در و دیوارش خراب می شد و گاها" هم حتی بدون در می ماند تا بهار بعدی که بخواهند چیزی در آن کارند که در و دیوارش را تعمیر می کردند و این استفاده معنی ما از این کلمه را می رساند.
v کتیره: صمغ گون - ص649 بیزلر «کیتیرگه» و «کتیرگه» دییهریک. سۆپۆرگه، گؤتۆرگه و ... کیمی
v کۆرهکن: ص 669 کۆر+اکهن: کۆرهن/ کۆر: نسل، تخم و ترکه آت کۆرۆکلهییب/ کۆرۆک: دایچا و .../ کۆرسک/کۆرهمک: طلب نر کردن که خودتان بیان کردید./ اکهن: کارنده حتما" این نفرین قدیمی ها را هم شنیدید که "آتاوا لعنت اۇشاق اکهن {آتاسێ}"
v گرهن: ص 689 – دفعه، نوبت بیزیم وارێمێزدێ: داوار گرهن باسدێ اوْتلایێر/ داوار گرهن وئردی/ داوار گرهنله اوْتلایێر. که منظور هجوم دسته جمعی و ردیفی گله در چریدن می باشد.
v گزهنه: ص 690 – در جنوب غرب چاراوْیماق گیزیر تێکانێ گفته می شود که از آن در پختن نوعی «کؤکه» که همان «خێتاب» باشد استفاده می کنند.
v ص 691 گم/ص 692 گمیرمک می توانند از یک ریشه باشند. چنانچه گم بر دهان اسب زنند آنرا می خاید و حالت جویدن دارد. که صدای آن نیز بلند می شود.
v ص 655 ککیره در منطقه ما دو نوع تلفظ می شود: ککیرگه/ ککیره تلفظ اول با ککیرمک ص 693 (گهییرمک) همخوانی دارد که با استفاده از پسوند «گه» که معمول است و قبلا" هم مثال زدم ساخته شده است. و وجه تسمیه آن به خاطر تلخی بیش از اندازه آن که باعث گهییرمک می شود می تواند باشد.
v گیلیف: ص700 بین کۆلفه، کۆللۆک و گۆلۆف (کۆلۆف) که ما استفاده می کنیم می تواند ارتباط نزدیکی باشد.
v گؤل:ص 715 گؤلهک: حوضچه، برکه/ آنجاق بیزیم ماحالدا گؤلمهج سؤزجۆگۆ وار کی گؤلهکدنده کیچیکدیر دئمهلی بو گؤلهک یئرینه ده ایشلهنر. آنا محبّتی محمد قاضی قایناق: آذری درگیسی- 13-نجۆ سایێ – 1385 گۆز بؤلۆمۆ- صص 86-84 چاراوْیماغێن «قێرخ بۇلاق» کندیده بؤیۆک بیر گؤل وار. هر ایل یازێن اوّللرینده مینلر کؤچری اؤردک بۆ گؤله گلیب و پایێزێن سوْن آیلارێنا قدهر بۆ گؤلۆن ماوی سۇلارێندا اۆزۆب و گزهر. بۇ اؤردکلرین آدێنا «قاشقالداق» دئیهرلر. قاشقالداقلارێن بدنلری قارا، آلێنلارێ آغ و آیاقلارێ قێرمێزێدێر. دوْغرۇداندا بۇ اؤردکلر چوْخ گؤیچهک و گؤزلدیر. کندین قێز-اوْغلانلارێ یاز و یای گۆنلرینده بۇ اؤردکلرین تاماشاسێنا دۇرۇب و اوْنلارێن تاماشاسێندان لذّت آپارارلار. پایێز گلنده، اوْ زامان کی چمنلرین رنگی سارالێب، گۆللر سوْلۇب و بۆلبۆللرین خوْش سسلری باغلاردان کسیلر، قاشقالداقلار گؤلۆن قێراغێنا یێغێشیب و آغێر بیر فیکره گئدهرلر ... کؤچ فیکیرینه، نه چتین اوْلۇر آیرێلێق ... قێرخ بۇلاق گؤلۆندن آیرێلماق قوصّهسی، قاشقالداقلارێن اۆرهیینی سێخار، آیرێلماغێ اؤزلرینه بؤیۆک قم-کدر حئساب ائدر و بۇ قم-کدردن حزین-حزین آغلایارلار. پایێزێن سوْن گۆنلری ایدی. سۇلار یاواش-یاواش دوْنۇرلار. گؤیدهکی دورنالار قاتار-قاتار بغداد ائللرینه کؤچۆردۆلر. قاشقالداقلار دا مین حسرتله اؤزلرینی کؤچ اۆچۆن حاضێرلایێردێلار. قاشقالداقلار سفره گئجه چێخارلار. آخشام قارانلێقلاشاندا اؤردکلرین باشچێسی گؤیه قالخێب و یوْلا دۆشمهیی تکلیف ائتدی. «آرزێ» آدلێ بیر کؤرپه قاشقالداق اۆزۆنۆ آناسێنا تۇتۇب دئدی: - آنا یوْل منی یوْراجاقدێرمێ؟ - یوْراجاقدێر بالام – دئیه آنا جاواب وئردی. - آنا یوْل بیزی آیاقدان سالاجاقدێرمێ؟ - دئیه آرزێ یئنه ده سوْرۇشدۇ. - یوْل منیم گؤزل بالام! یوْل بیزی یوْرسادا آمما هئچ واخت آیاقدان سالابیلمز – دئیه آنا جاواب وئردی. اؤردکلر گؤزلرینده قم، اۆزلرینده سئوینج قاناد چالێب قارانلێق گؤیلره یۆکسلدیلر. دۆزدۆر کی اوْلار اؤز سئومهلی گؤللریندن آیرێلێردێلار لاکین «کرکوک» شهرینده ایستی گؤللر، آل الوان گۆللر و گؤی چیمنلر اوْنلارێ گؤزلهییردیلر. هله بیر آز یوْل گئتمیشدیلر کی، آنا قوش اۆزۆنۆ یوْلداشلارێنا تۇتوب دئدی: - منیم آرزێم هانێ؟ سسی گلمیر. بیریسی جاواب وئردی: - بیز اوْنۇ اۇچمامێشدان قاباق گؤردۆک، لاکین ایندی گؤزۆمۆزه دَیمیر. آنا هامێدان سوْراقلاشدێ آمما آرزێ یوْخ ایدی. کیمسه سوْراغێنێ وئرمهدی، سانکێ آرزێ بیر دامجێ سۇ اوْلۇب یئره باتمێشدێ. آنا دئدی: - من قایێدێرام دئدیلر: - گئتمه تاپا بیلمزسن ... آنا قایێتدێ، قاشقالداقلار اؤز یوْللارێنا داوام وئردیلر، آنا قاشقالداق گؤلۆنۆن یانێنا گلیب سسلهندێ: - آرزێ! بالام بیر سس گلمهدی. یوْرۇلمۇشدو. بیر داشێن اۆستۆنده اوْتۇردۇ. گئجه سۆکوتا دالمێشدێ چاققاللار اۇلویوردولار. آنا گؤلۆن هر طرفینه باش چکیب بالاسێنێ گزدی آمما آرزێدان بیر خبر چێخمادێ. آنا سحر آچێلانادک{جاق یازساق یاخچی اوْلابیلهر} بالاسێنێ گزدی. آمما اوْندان بیر نیشان تاپابیلمهدی. سحر آچێلاندا، آنا اۆزۆنۆ داغا تۇتوب یئنه قێشقێردێ: - آرزێم... بالام... داغدان بیر سس قوْپدۇ: - ب...الا...ب...الا. آنا داغا سارێ اۆچدۆ، داغدا ایسه بیر نیشان یوْخ ایدی. قێشێن ایلک قارێ یاغماغا باشلامێشدێ. گؤل سسسیزجه کؤکسۆنۆ گؤیدن دۆشهن قارلارێن اۆزۆنه آچمێشدێ ...کیمسه گؤرۆنمۆردۆ. آنا یئنه ده بیر قارا داش اۆستۆنده اوْتۇرۇب بالاسێنێ سسلهدی. یئنه ده داغلار اوْنا جاواب وئردی؛ گؤزلری یاشا دوْلدۇ، ایختییارسێز ایکی دامجێ یاش مێروارێ کیمی گؤزلریندن آخدێ، آنا سسسیزجه آغلاماغا باشلادێ. بۇ زامان بیر سارێ دوْوشان1 اوْرادان کئچیردی. قاشقالداغێ آغلایا-آغلایا گؤرۆب اوْنا یاخێنلاشدێ سالام وئریب سوْرۇشدۇ: - آنا نهیه آغلایێرسان؟ - سن منیم آرزێمێ گؤرمهدین؟ - دئیه آنا سوْرۇشدۇ. - آنا ایتیرنی آختارمازلار. ایندی یوْلداشلارێن اۇزاقلاشار، سن تک قالێب هلاک اوْلارسان. دۇر گؤیه چێخ، ایندی یوْلداشلارێنێن گؤزلری یوْلدادێر. - بالامێ تاپماسام یوْلا دۆشمرم، من بالامێ آختارێرام. - قار چوْخ یاغێب، شاختا سنی قۇرۇداجاق، دۇر آیاغا یوْخسا گئج اوْلار. - من بالاسێز نئجه گئدیم؟ دئیه آنا یئنه ده آرزێنێ آختارماغا باشلادێ. دوْوشان گؤردۆکی آنا گئتمیر. اۆزۆنۆ آنایا سارێ تۇتۇب دئدی: - اوْ داغێن اتهیینه بیر باخ! آنا داغێن اتهیینه سارێ اۆچدۆ. بیر تۆلکۆ یاتمێشدێ، آنانێ گؤرجک دیک دۇرۇب قاچدێ. آنا یاخێنلاشاندا آغ-آغپاق قارلارێن اۆستۆنده آرزێنێن قارا للکلری-خێنالێ آیاقلارێ و قانلێ کاکۆلۆنۆ گؤردۆ.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- تۆرک ائلینین ایچینده دوْوشان نحس و پیس خبر بیلدیرهن حئیوان کیمی اینانێلێر و اوْنۇ بداوْغۇر حئیوان آدلارلار بئله کی کیسمهنین ایلکین قاباغێنا چێخان بیر دوْوشان اوْلا اوْ ایشی و گۆنۆ دۆز گلمهز.«دوْوشان بد اوْغۇر اوْلار – قۇرد اۆزۆ اوْغۇرلۇ اوْلار» ائل آبا: مادر، خواهربزرگتر آباقای: عنوانی برای خطاب به بانوان مسن و محترم آپا: بزرگ، خواهر بزرگتر آچا: خوشایند، مادر، بانوی مسن درخور احترام آچالیا: نام گلی است آچقین گول: گل شکفته شده آچیق گول: غنچه یا گل شکفته شده
نوشته شده توسط پيام ميشو يكشنبه، 15 مهر 1386، 14: 55 ادامه مطلب خوْش گۆنلریم نه تئز کئچدی!! یامان گۆنلریم ندهن کئچمیر؟
بیلمیرهم یۇخۇ ایدی؟ نه ایدی؟ نه تئز کئچدی، بۇ باغدا شیللاغلایێب قاچان گۆنلریم، آت یئملیگی دریب موْزا تۇتان گۆنلریم ائله اوْلۇکێ یۇخۇ ایمیش! اوْلماسادا آنجاق ایندی بیر یالانا بنزهر، اوْ کئچهن گۆنلریم هاردا کئچیب؟ ایندی هاردایام؟ بۇنۇ دۆشۆنهنده کئچمیشیمین یالان اوْلماسێن گرهک آنام. نه گۆنلر ایدی نه آنلار، نه بیر بئله های-هوی، نه یالان چالێشما، ایشلهیهن هامی، دیشلهیهن هامی، آنجاق هرکسهن اؤز گۆجۆ قدهر، من اۇشاق آریغ-بیزوْ اوْتارمادا، آتا اوْت درمهده و آنا ساغێب پیشیرمهده. بیر الی بوْش آدام یوْخ ایدی، کند اتک باش گؤم-گؤی یازی، آغ آپپاق قیشی، والای والای اۆستهن یایی، گۆز یاغێشێ، تیکان درهن، گوهن درهن، داغدا سۆرۆ قوْیۇن قۇزۇ، قارامال، آت ائششهک یایدا تایا یێغانلار، بایلێق توْولایانلار، تایا باشێ باغلایاندا خاشێل پیشیرهنلهر، خالوار داشێماق و ... یازدا قۇزۇ چێخارتماق، یئملیک درمهک، سۇ سۇوارماق، صوبدهن آخشاما قدهر کؤیشهنین گؤم-گؤی قۇجاغێندا چالێشماق و یازێن سوْن گۆنلری داوار قێرخماق، قۇزۇ قێرخماق و بۇلارێن هامێسێندان شیرین بیزوْو اوْتارماق آنجاق ایندی دۆشۆندۆکجه گؤرۆرهم اوْلار کئچدی! دۆشدۆم غۆربته،غۆربت منی یێخدێ. بۇ یازی کنده گئدمیشدیم، دا اوْ شیرین گۆنلردهن خبر یوْخ ایدی! نه گۆجلۆ یاغێش، نه گؤبهلهک درمه، نه بیزوْو نه اینهک، نده کندیده صاف آدام آمما گینه منی قایتاردێ اوْ کئچمیش گۆنلریمه اوْ ایتمیش گۆنلریمه، دۆشۆندۆم اوْ گۆنلریم یالان اوْلا بیلمهز، یالان اوْلسایدێ ایندی بۇ غۆربت منی یێخمێشدێ. اوْ گۆنلریم یامان تئز کئچدی، ایندی قالمێشام غۆربت الینده، عؤمرۆمو سێخێب، ائویمی یێخێب،چتین گۆنلریم هله قاباغدادێر؛ آخێ منیم کئچمیشیم داغێلماقدادێر، کندیم اۆچۆر ائولر یێخێلێر، ایل به ایل کؤچهن کؤچۆب ایندی اوْن بئش ائولی قالێب، اوْلاردا بیر ایکی ایل قالالار؟ آللاه بیلیر!! یامان گۆنلریمیز گلیر! کئچمیشیم ایتسه، گلهجهییم یوْخدۇر، ایندیده اؤلهجهم. کیم اینانار منیمده خوْش گۆنلریم وار ایمیش و بۇجۇر کئچیب ایندی منیم اوْ یازێق کندیمدهن بیر نئچه شکیل گؤرۆن، بۇلارێ بۇ یازدا تۇتسامدا آنجاق ائله منیم اوْ کئچهن گۆنلریمدهن بیر آزجا گؤستهرهبیلیر. ادامه مطلبده شکیل لره باخین: ادامه مطلب آچێق قـوْی پنجـهرهنـی گـؤزۆم گؤرسۆن گلهنی نـئجـه قبـــره قــوْیـارلار یـار دردینــدهن اؤلهنی
بیزیم درد-قایغێمیز قۇرتولوب تۆکهنهن بیر نمنه دگیل ایمیش، ائله یالاندان اؤزۆمۆز آلدادێرێق بۆیۆن، صاباح و ... آنجاق تۆکهنهن بیر زاد دگیل بۇ یارا بیتهن بیر یارا دگیل؟ غۆربت منی ازیر تؤکۆر، نه یازێم ندهن یازێم، اؤلۆم یئتیر، آللاه اؤزۆ رحم ائتسین بیر یوْلداش بیلهمه بیر شاهسهوهن ماهنیسی بولوتوس ائلهمیشدی، منیم اۆچۆن چوْخ اۆرهک یاندێران بیر ماهنێ اوْلدۇ، بۇ شنلیگه ده اوْخۇنسان منی آغلادان بیر ماهنی دیر آنجاق سیزیده بۇ ماهنینی ائشیدمهگه چاغێرێرام: بو ماهنی نین آردیندا بیزیم کندیده ن بیر نئچه شکیل گورون:
ادامه مطلب
مشکلات ارتباطی ما در شهرستان چاراویماق ما هنوز هم به روال گذشته ارتباط دختر و پسر و حتی دو نامزد با مشکل مواجه است. در خیلی از مناطق چاراویماق پسر در دوران نامزدی به راحتی نمی تواند نامزد خود را ببیند و حتی به خانه او رفت و آمد عادی داشته باشد. بحث های خرافی و قدیمی غیرت برادری و پدری و اینکه داماد باید مطیع آنان باشد و در دوران نامزدی و حتی اوایل ازدواج از آنان گریزان بوده و خجالت بکشد. گرچه گروهی از خانواده ها برای حل این مشکل با حذف و یا کم کردن دوران نامزدی اقدام کردهاند که خود این نیز گاهی موارد به مشکلات عدیده ای منجر می شود. و علاوه بر این که دختر و پسر نامزد در ارتباط باهم مشکل دارند این مشکل در بین فامیل و دختران و پسران آنها به مراتب شدیدتر است با وجود اینکه دختران و پسران تا سنینی باهم بازی کرده و حتی گاها" به کمک بزرگترها می شتابند اما به محض اینکه بزرگ شدند عرف جامعه آنها را چنان از هم جدا می کند که دیگر هیچ وقت به فکر ارتباط با هم نمی افتند و تنها زمانی را منتظرند که با یکی ازدواج کرده و زندگی تشکیل دهند. (و خیلی مواقع چشم و گوش بسته) این روال برای آن محیطهای کوچک با همه مشکلات و نواقصی که دارد شاید زمانی کارگر بوده باشد – بعضی از خاطرات شیرین بیان می کنند از روابط نامزدها که واقعا" خنده دار است و در حین خنده دار بودن نشان از اوج بدبختی فرهنگی ما می دهد- اما در عصر ارتباطات و گسترش روابط اجتماعی، رفت و آمدهای شهری و روستایی و کارهای اداری چنین روشی تنها باعث عقب ماندگی ما شده و می شود. همین روابط محدود ما باعث شده که چون در جایی و اداره ای با خانمی کاری داریم صدایمان می لرزد، نفسمان می گیرد قلبمان تند-تند می زند و دست و پایمان به لرزه می افتد. و هیچ وقت نمی توانیم حرف و خواسته خود را بیان کنیم. و همین لحظه اول به خودمان شک می کنیم که چون با این خانم حرف بزنیم دیگران فکر بدی در حق ما نکنند و خیلی مواقع عطایش را به لقایش بخشیده و بی خیال می شویم.
آری "به دختر عموت نگاه نکن، چرا به دختر خاله ات اون حرفا زدی و ..." و هزاران چون جملات بالا و میلیونها رفتار و ایماء و اشاره که هر کدام به سان زنجیری بر پای افراد جامعه ما می باشد. زنان حتی در حضور محرمهای خود و حتی زنان سالخورده نیز هیچ وقت اجازه به خود نمی دهند که کوچکترین قسمت از بدنشان دیده شود. دختران را از پسران می ترسانند و مادر شوهر و مادر خانم را بد جلوه می دهند و همه اینها باعث می شود که فرد بزرگ شده در آینده نیز رفتارهای متناسب با افکارهای خود را بروز دهند. آری مشکلات فرهنگی ما در چاراویماق خیلی بیشتر از اینهاست حتی در شهر قرهآغاج زنان در داخل شهر به ندرت دیده می شوند که فقط برای کارهای خیلی ضروری از قبیل مراسمات مذهبی و دید وبازدید بیرون می آیند. آنها هیچ وقت برای خرید نمی روند مگر در روز سه شنبه در قسمت خلوتی از شهر که آن هم اندکی رفته و سریع برمی گردند. دختران برای رفتن به مدارس از خیابان اصلی شهر رفت و آمد ندارند. باید سریع به مدرسه رفته و سریع برگردند. و همه قرهاغاجی مواظبند که نکنه حرفش دربیاد ناموس فلان حاجی در خیابان بود!! اوج این تعصب غلط را ببینید: قرهاغاجی برای خرید لوازمات زن و دخترشان، آنان را به تبریز و یا مراغه می برند و حاضر نیستند که زنان آنان در داخل قره آغاج از مغازه ای به مغازه دیگر رفته و خرید کند. و خرید دیگر را هم مردان انجام می دهند. آری بیرون رفتن برای خانمها در این شهر تابو و خط قرمز است لااقل در روستاها زنان در محیط طبیعت قرار دارند گرچه آنان نیز از فرط کار خانه هیچ وقت گذرشان از محوطه روستا جلوتر نمی رود. آری در روستا هم اگر زنی بخواهد برای ساعتی و حتی دقایقی از روستا خارج شده و به کوه و دشت و دمن رود جز برای کار، چه حرفها که براش در نمی آرند!! در دل طبیعت قرار دارند اما نمی توانند استفاده کنند. تعصب بیجا به اسم "غیرت" چنان بلایی سر دختران و زنان ما در آورده است که جرات نمی کنند کاری بدون اجازه شوهر و پدر و برادرشان بکنند. مرد سالاری و پدر سالاری مطلق بخصوص در روستاها بیداد می کند. زنان زیادی عمرشان را با بدبختی تمام فقط کار می کنند و در آخر هم نه مسافرتی نه گشت و گذاری و نه لباس و خوراک حسابی و از همه تاسف برانگیزتر اینکه کسی هم قدر این همه زحمات آنان را نمی داند. "زن باید کار کند"چقدر و چه کاری و نتیجه این کار کردن چیست؟ معلوم نیست. البته در بعضی جاها زنان با ارداه و قوی پیدا می شوند که مردان را از اریکه قدرت به زیر کشیده و اگر هم زن سالاری نباشد لااقل مرد سالاری نیست. ولی این تعدادخیلی اندک است. حتی در بعضی از روستاها هنگامی که برای خرید جهازیه دختری به قرهآغاج می روند دختر را با خود نمی برند. و هستند کسانی که هنوز هم برای زنان خودشان لباس از شهر می آورند و اگر لازم شده چندین بار برگردانده و تعویض می کنند اما زن و دختر خود را به شهر نمی برند که لباسش را خودش انتخاب کند. در ثانی این نکته را نیز باید گفت که خود همین مردان نیز از صبح تا شب کار می کنند نه اینکه فقط زنان کار کنند آنان خوراک و پوشاک مناسبی ندارند و گناه کار کردن را نباید تنها به گردن مردان انداخت. بلکه رفتار با زنان به هیچ وجه پسندیده نیست. زندگی روستایی زندگی سختی است و آن هم در روستاهای محروم و دورافتاده چاراویماق و این سختی زن و مرد را با هم می سوزاند ولی در خیلی موراد باورهای غلط و تعصبات بیجا همین زندگی سخت را برای زنان چندین برابر سخت تر می کند. آری این رفتارها و باورهای غلط باعث می شود هنگامی که فرد به محیط بزرگتر وارد شود نتواند ارتباط مناسبی برقرار کرده و پیشرفت کند.
آری مشکلات فرهنگی ما در چاراویماق خیلی زیاد است که انشاالله در آینده بازم خواهیم نوشت باشد که تحصیل کردگان و جوانان منطقه سعی در حل این مشکلات کنند. آراز - آراز خان آراز سولتان آراز خان آراز
سنی گؤروم یاناسان ائل دردینی قان آراز
دونیا آنا دیلی گونونون پوستئری داش بولاغی پرشین بلاگدا دا اوخویا بیله رسینیز "سلطنت طلبلیک: کؤهنه پالان سؤکمهکلیک دیر، ائله اوْ پالان کی شاهێز یاغێش دا بئلینه باسدێ" بودا معجزین جاوابی سلطنت طلب لره: (جواب معجز شبستری به سلطنت طلبان) جمهوریت ساققيا بير باده وئر ابناي جمهورييته ١ تشنه دير اهل وطن صهباي جمهورييته ٢ ساکت اول ، آهسته گل ٣، تند اسمه ٤، اي باد صبا قورخورام توز اگلشه سيماي جمهورييته ٥ بير پارا نادان کيشي" باشسێز بدن اوْلماز" دئيير بس دئمك واقف دگيل معناي جمهورييته ادامه مطلب بۇ اک آدا یاپێشێب "عاییدلیک و نیسبهت بیلدیرمه" روْلۇن اوْینایێر و فعله یاپێشماغێ اۇیقۇن گؤرۆکمۆر، ائله اوْنا گؤره "گؤرسهل" سؤزجۆیۆ تۆرکجه ایله یاراشان دگیل و اوْنۇن یئرینه "گؤرۆمسهل" یوْخسا "گؤرۆنتۆسهل" سؤزجۆیلهر اؤنهریلیر. کئچهن گئجه شوْخۇم سؤزجۆیۆنه گؤره اسماعیل هادی بهیین "فرهنگ نوین ترکی" کیتابێنا باخێردێم، آنجاق اوْنا گؤره بیر زاد تاپمادێم. بۇ باخێشدا گؤزۆم بۇ ایکی سؤزجۆیه دۆشدۆ: شارخا، شاققاوات سایێن بی بۇلارێن بیرینجیسین فارسجایا یاپێشدێرێب و اوْنۇ خالوار، خروار آنلامێندا "چهارخر" و ... کیمی بیلیندیریب. و ایکینجیسین قوی هیکل آنلامێندا "شاخ"دان یانلێش دۆزهلتمه بیر سؤزجۆک یازێب. ایندی گؤرهک بۇلار ندیرلهر؟ شارخا: کیمسه کند اۇشاغێ اوْلسا بۇ سؤیلهوی چوْخ ائشدمیش اوْلار: بیر آرخا (بیر ارخه): بیر زادێن و یۆکۆن بیر کزده بئله آلێب و آپارابیلمهک میقداری؛ یۆک سانێسێ 1. بیر آرخا بۇغدا بوْرج آلدێم 2. اوْن آرخا (ارخه) آرپا اکدیم 3. ایکی ارخه یۆک 4. و... شارخا=شا+آرخا/ شاه+آرخا گؤریریک بۇردا یئکه آرخا، بؤیۆک آرخا و آغێر آرخا و ... آنلامێندا اوْلا بیلهر. شارخا کیمی ترکیب گینه وارێمێزدێر: شاتره، شایۇردۇن، شایۇردۇ (چاراوْیماقدا بیر بؤیۆک ائلات یئیلاغێ دێر) شاققاوات: 1. اوْنۇن شاققاواتێ سێنێب: دبدبه و کبکهبهدهن دۆشۆب، پر و بالش شکسته، غرورش ریخته 2. سۇیۇن شاققاواتێ سێنێب: سۇ بیر آز هنیرلهنیب، یاندێرێجێ سوْیۇغۇن الدهن وئریب 3. چوْخ شاققاواتلێ اوْغلاندێر: اۇجا بوْیلۇ و کؤندهورلی آدام دێر بۇنۇن "شاخ" سؤزجۆیۆندهن دۆزهلمهسی دۆز بیر سؤزدۆر، آنجاق شاققاوات "شاخ"دان ایکی تههر دۆزهلهبیلهر: 1- شاققاوات=شاققا+وات نئجه کی وارێمێز: پوْخلێ+وات=پوْخلێوات، پوْخلاوات 2- نئجه کی بعض کندلرده دئییرلر بۇ شاققاناد (شاققانات) دێر: شاخ +قاناد (قانات)=شاخقاناد و بۇ ائله شاققانادێ سێنێب ایله اۇیقۇن گلیر. دئمهلی بعضن بۇنۇن یئرینه "شاققانا" دا ایشلهنیر. شاققاناسێ سێنێب
|
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
تورکجه شعر
سؤزلر تورکجه کارت مقاله کیمین فولکولوریک مذهبی آلینما چئویرمه آدلیم لار یازی اورگ سوزو شکیل چاراویماق آرشیو مطالب
مهر 1388
مرداد 1388 خرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by dasbulaq.Blogfa.com